انسان و الاغ

انسان = خواب + خوراک + کار+ تفريح
الاغ = خواب + خوراک

پسانسان = الاغ + کار + تفريح

وبنابرينتفريح – انسان = الاغ + کار

بعبارت ديگرانساني که تفريح ندارد = الاغي که فقط کار مي کند

*****

ادامه نوشته

جلیقه اسپیکر با ساب ووفر

این روزها انواع لباس های عجیب و غریب مجهز به گجت های مختلف برای پوشیدن پیدا می شود، اما اگر دلتان بخواهد کمی سر و صدا به راه بیاندازید شاید بد نباشد این جلیقه را بپوشید. آن وقت می توانید یک سیستم صوتی قدرتمند داشته باشید که با ساب ووفرهای Bass900 اش می تواند حسابی از خجالت اطرافیان در بیاید. 

برای تامین انرژی هم کمربندی مخصوص وجود دارد که یک باطری ۱۰ سلولی ویژه در آن تعبیه شده است. ضمن اینکه روی کمربند دکمه هایی برای کنترل میزان بلندی صدا و باس هم قرار دارد به همراه یک ورودی از ام پی تری پلیر. 

می توانید این سیستم صوتی را با قیمت ۸۵۰ دلار خریده و روی خودتان نصب کنید! البته اگر صدا را تا آخر زیاد کنید هیچ ضمانتی وجود ندارد که بلایی سرتان نیاید.

باز هم کلاه برداری

در روزنامه همشهری آگهی فروش منزل مسکونی بود که با ان تماس گرفتم. این طور تظاهر می شد که با یک بنگاه معاملات ملکی تماس گرفته اید. خانم بسیار خوش برخوردی خیلی خونسرد جوابگوی سوالات بود و درفایلهای مربوط به آگهی های منزل جستجو می کرد. وقتی به او گفتم آپارتمانی با حدود 70 میلیون تومان می خواهم با خونسردی تمام سراغ فایلهایمربوط به زعفرانیه و نیاوران هم رفت!!!!!! آخر سر هم چند تا شماره تلفن داد که معلوم شد اشتباه بوده است!!!!
وقتی که به او گفتم که چرا به راحتی شماره تماس فروشنده را می دهی و مگربنگاه شما حق کمیسیون نمی گیرد! گفت ما حق مشاوره مان دقیقه ای 500 تومان است که بر روی قبض تلفنتان می آید....!!!!!!!!
با  این کلک برای چند تا شماره تلفن دادن ، حدود 50 دقیقه تلفن را مشغول نگه داشته بود...

ادامه نوشته

فنجان چای

در این هوای سرد هیچ چیز لذت بخش تر از یک فنجان چای داغ نیست، اما شما هم به دردسر درست کردن چای فکر میکنید؟ شاید انتخاب شما چای کیسه ای باشد، اما مسلما ایده ی خوبی نیست. به خصوص اگر از طرفداران چای سبز باشید. 

با این فنجان جدید، میتوانید از خوردن چای طبیعی لذت ببرید. با داشتن آن، میتوانید از شر چای صاف کن ها خلاص شوید، شاید دیگر به چای ساز هم احتیاج نداشته باشید. 

ادامه نوشته

آسیب پذیری در پرینترهای لیزری و تبدیل آنها به بمب ساعتی

شاید فعلا پرینتر لیزری شما روی میزتان کاملا کاربردی و بی خطر به نظر برسد، اما در حقیقت می تواند تبدیل به یک بمب ساعتی واقعی شود. تنها باید صبر کنید و منتظر نفوذ یک هکر ماهر به درون آن باشید! وقتی می گوییم که پرینتر می تواند تبدیل به یک بمب شود، از استعاره و مجاز صحبت نمی کنیم، بلکه دقیقا و به معنی واقعی کلمه هکرها می توانند باعث شوند که پرینترهای لیزری دنیا به منفجر شده و شعله ور شوند. در حقیقت پتانسیل پایان ناپذیری برای ایجاد حریق عمدی از راه دور با استفاده از پرینترها در اختیار خرابکار ها قرار خواهد گرفت که پس از نفوذ به یک بانک اطلاعاتی و سرقت داده ها، به راحتی آن سخت افزار موجود در آن مرکز را به آتش بکشند. 

ادامه نوشته

ازدواج (طنز)

سلام...

بچه ها یه طنز جالبه... این نکات رو موقع ازدواج رعایت کنین :-)


جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد. 

جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است! 

پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود! 

جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد! 

پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا ...

می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد! 

جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است! 

پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد. 

جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است! 

پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد! 

جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد! 

پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته

من رفتنی ام

اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه
 
گفت :حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه
 
گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم
 
گفت: من رفتني ام!
گفتم: يعني چي؟
گفت: دارم ميميرم
 
گفتم: دکتر ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟
 
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.
 
گفتم: خدا کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده
 
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟
 

ادامه نوشته

توصیه های یک پروفسور

اگر کسی در حالت سکته قرار گرفت قبل از حمل به بیمارستان، با سوزنی تمیز سر 10 انگشت او را زخمی کنید تا دو قطره خون بیاید و از لخته در مغز جلوگیری شود.
توصیه های یک پروفسور چینی:
متحیر کننده است. توصیه های بسیار خوبی  هستند . چند دقیقه صرف مطالعه آن بکنید هرگز تصور نمی کنید که ممکن است زندگی یک نفر بستگی به شما داشته باشد.
پدر من بر اثر سکته فلج شد و سپس مرد. کاش من چیزی در باره این نوع کمک های اولیه می دانستم . هنگامی که  حمله صورت می گیرد مویرگها به تدریج در مغز پاره می شوند.
هنگامی که سکته اتفاق می افتد، آرامش خود را حفظ کنید. مهم نیست قربانی کجاست . او را حرکت ندهید چون مویرگهایش پاره خواهند شد. برای جلوگیری از سقوط قربانی ، کمکش کنید تا بنشیند

ادامه نوشته

مشکل از خودمان ست...

عصر ایران به نقل از یکی از کاربران خود داستانی را بازگو می کند که روایت روزهای شهرمان است. روایت مردممان و زندگی ای که هر روز شاید ساده از کنار آن می گذریم:

این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی‌توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد می‌زد: «دربـــــــــــــــــست».

نگاه معنی‌دار و اعتراض‌های گاه و بی‌گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به‌خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه ۶٬۰۰۰ تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری ۱۵۰۰ تومن می‌افتاد درحالی که کرایه خط فقط ۵۵۰ تومن بود.

به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر‌نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و … .

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس‌شدن زیر بارون دل‌خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفت‌وگوی دو طرفه دنبال کنیم:


بقیه داستان رو در ادامه مطلب بخونید...

ادامه نوشته

آن بالا كه بودم، فقط سه پيشنهاد بود. اول گفتند زني از اهالي جورجيا همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه اي در سواحل فلوريدا داشته باشيم. با يك كوروت كروكي جگري. تنها اشكال اش اين بود كه زنم در چهل و سه سالگي سرطان سينه ميگرفت. قبول نكردم. راست اش تحمل اش را نداشتم. بعد موقعيت ديگري پيشنهاد كردند : پاريس خودم هنرپيشه مي شدم و زنم مدل لباس. قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشيم. اما وقتي گفتند يكي از آنها نه سالگي در تصادفي كشته ميشود. گفتم حرف اش را هم نزنيد. بعد قرار شد كلوديا زنم باشد. با دو پسر. قرار شد توي محله هاي پايين شهر ناپل زندگي كنيم. توي دخمه اي عينهو قبر. اما كسي تصادف نكند. كسي سرطان نگيرد. قبول كردم. حالا كلوديا- همين كه كنارم ايستاده است - مدام مي گويد خانه نور كافي ندارد، بچه ها كفش و لباس ندارند، يخچال خالي است. اما من اهميتي نميدهم. مي دانم اوضاع مي توانست بدتر از اين هم باشد. با سرطان و تصادف. كلوديا اما اين چيزها را نمي داند. بچه ها هم نميدانند.

کم هزینه ترین لذت های دنیا

چهل و یک مورد از کم هزینه ترین لذت‌های دنیا
 
1-  گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 - سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3-  تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4 -  با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.
5 - گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.
6 -  بیشتردعا كنیم.

ادامه نوشته

سمیرا هستم

سلام ، سمیرا هستم، نویسنده جدید وبلاگ

همیشه برام سخت بوده که وارد یه جمعی بشم که نمیشناسمشون، پس اگه یکم غریبی کردم ، به دل نگیرین. من زود به شرایط جدید  عادت میکنم

یه کوچولو راجعبه خودم بگم. درسم تموم شده و دارم پروژم رو تایپ میکنم. ساکن تهران هستم. رشته تحصیلیم کامپیوتر بوده و محل تحصیلم هم شهر تاریخی کاشان بوده. خیلی احساساتی هستم. حالا خودتون بعدا بیشتر باهام آشنا میشین.

امیدوارم با نوشته­هام، بتونم تو این روزای سرد پاییزی و دلتنگیاش، یه لبخند کوچیک و آرامش براتون بیارم...

از آشناییتون خوشبختم