به روز.........

می گویند اینجا دنیایی مجازی است
و هستند کسانی که از دنیای واقعی خسته شده اند
اما اینجا هم دل بستن هست..
و اینجا دردها لمــــــــس نمی شوند، فقط احســــــــاس می شوند .
...اینجا روزگــــارش زیاد بی رحم نیست
و دل کندنش آسان تر است
اینجا هـــــم
فقط یک اسم می ماند از تـــــــو
نظرات زیاده

که چرا این وبلاگ به روز نمیشه

اقا یا خانومی به نام
توسط:.... از نظرتون خوشم اومد ولی چرا

بی نام ونشون......؟

همینطور خانومی با نام افسانه

واقعیت خودم وقتم محدود شده چنتام نویسنده خودشون اعلام

امادگی کردن واسه نوشته مدت............

اگه شما نویسنده باحالی هستی

و بعد از دوروز خسته نمیشی بسم الله

یه دونه نام کاربری و یه دونه پسورد واسه من بفرستین

در اخر حرفم رو توی یه عکس میگم

این روزا.....

برو تا مامانم نیومده ! (عکس)
 

برو تا مامانم نیومده ! (عکس) - www.taknaz.ir

انتخابات نزدیکه.......
نمیدونم شما جزء دسته اصول گریانید یا اصلاح طلبان قصد توحینم ندارم
فقط بگم ملاک حال افراد ه.......
این که طرف نخست وزیر امام بوده یا تو جنگ فرمانده بوده اینا ملاک نشد
قشنگ نیگاه کنید دارید به کی رای میدید به کسی که بره تو مجلس حقوق بگیره و بخوابه؟
یا کسی که اصلا نفهمه دنیا دست کیه و فقط تو مجلس نگا کنه؟
یا کسایی که وقتشون رو میفروشن؟
جالبه بدونید که تو دوره قبلی فقط یه نماینده همه جلسات رو شرکت کرده بود

خوب بقیه حتما گرفتارن دارنمشکلات خلق الله رو حل میکنن!!!!!!!!!!

یه خواهش از همتون

هر کدومتون یکی از ارزو هاتون رو بنویسید

در کل.....


در کل شانس نداریم چطور؟؟

مثلا اگه من تو خونه جوراب پام باشه حتما دمپایی دستشویی خیسه

مثلا هیچ کدوم از گوشیام 6 ماه بیشتر عمر نمیکنن(این یکی هم عمرشو داد به یکی از شما ها)

مثلا چون میخاستم شهریه دانشگاه بدمو  قرار داد اینترنتمو تمدید کنم نمتونستم بیشتر از 

100 هزار تومن واسه گوشی هزینه کنم رفتم یه سونی اریکسون یندو خردیم

اومدم خونه میبینم فایل منیجر نداره!!!!!!!!!

تو کل وبو گشتم فهمیدم بلاه تنها گوشی داخل بازار هست که فایل منیجر نداره

به نظر شما این بد شانسی نیست؟

بگذریم نمیدونم چرا خوابم نمیبره دیروز 6 صبح تا الان که 4:30 صبح فرداشه نخوابیدم

کارام یه جورایی بهم گره خوردن فکرم پر شده از فکر های بیهوده زیادی به چیزایی که به

من ربط نداره فکر میکنم

کاش.......

ای کاش روزگارمان به زمانی برمی گشت که تنها غم مان شکستن نوک مدادمان بود 


مورد

زندگی ، گرمی دلهای به هم پيوسته ست



تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است



رفتیم ته شهر بین دوتا کوه کنار یه دره پارک کردیم چراغای ماشین رو خاموش کردیم


و منتظر...........


یه ربع ساعتی گذشت از دور چراغای یه ماشین سو سو میزد شروع کردیم به حدس


زدن مدل ماشین جی ال اکسه نه داداش سمنده..........


نزدیکتر شد تا مارو دید سریع دورش کرد و توی خاکی سرعت گرفت


رفتیم کنارش تابلو ایستو که نشون دادیم زد کنار


ساعت از یک شب رد کرده بود پیاده شدیم داخل جی ال اکس یه دختر و پسر


جوون نشسته بودن


سلام خسته نباشید مدارک لطفا


این موقع شب اینجا؟


اومدیم کوه نوردی


بیشتر مشکوک شدیم یک شب توی سرمایی که بخار دهنتم یخ میزد کوهنوردی!


ربطه خانوم با شما چیه؟


نامزدمه


باخانواده دختره و پسره تماس گرفتیم هر دو در جریان بودن


پسررو کشیدم بیرون بهش گفتم شما نامزدین درست


کارتون شرعیه درست


ولی فکرشو بکن تو این بیابون سه تا جوون جلوتو بگیرن دستاتو ببندن


و جلوی خودت خانومت رو.................


روح روانی واست میمونه


---------------------------------------------------

وقعا که از ماست که برماست

بازگشت

بازگشت نویسنده قسمت اول

سلام به همه اونایی که این چنوقته مارو یاد کردن سلام به نویسنده ای که در نبود ما مینوشت

خواهشا غلط املایی نگیرین وقت تنگ است و اتاق تاریک منم و نوری که از مانیتور صفحه کلید رو کمی روشن میکنه
دانشگاه و کار و بچه ها وهیئت و محرم و.......... همه دست به دست هم دادن  نتیجه این شد که ما نتونسیتیم
بنویسیم بیخیال !
چند روز دیگه امتحانام شروع میشه
خلاصش کنم که 24 ساعت هر روز وقت کم میارم!!
از اونجایی که من تو امتحانات به جای درس خوندن وبلاگ نویس میشوم منتظرم باشید میخام دوباره امار وبلاگ بره بالای صدتا در روز

به این جمله هم ایمان بیارید

يك تصوير گويا، به اندازه هزاران کلمه مي ارزد.

نویسنده..........

این روزها زیادی ساکت شده ام
حرفهایم نمی دانم چرا به جای گلو ؛ 
از چشم هایم بیرون می آیند ...


تشکر میکنم از نویسنده جدید وبلاگ خوانندگان عزیز هم

سعی کنن به نویسنده هر مطلب دقت کنن و تو نظرشون بنویسند که برای چه شخصیه.

این عکسم هدیه امروز


نیم کیلوباش ولی مرد باش

......

سایه ام را دنبال می کنم

در موازی ترین خط به سوی شمال ،

شب و روزش را تفاوتی نیست

سایه ها همیشه عریان و تاریک اند


خانومی که واسه نویسندگی الام آمادگی کردن

منظور از نویسنده با حال یعنی نویسنده ای که از همه نوع مطالب

استفاده کنه اونم جوری که وبلا گ زیاد سنگین نشه........

اگه این وبلاگ رو قابل میدونین بسم الله

یه دونه اسم به عنوان یوزر و یه مجموعه به عنوان پسورد به من بدید

تا اکانت رو براتون بسازم

یا علی

مدتیست..

مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من می چرخید

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم

ای دو صد نور به قبرش بارد

مگس خوبی بود

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد


مگسی را کشتم
شعر ازحسن پناه
با تشکر از رضای خودمون
در عجبم این روزها چقدر سریع میگذرد

                                                فکر کنم زمین تند تر میچرخه

سرد و بارانی

داخل پرانتز صاحب این نظر پیدا نشد

{{سلام مطالبت بدنیستندولی اینقد مخ این دوستای منونزن!!!!!!!!!!!خیلی ازدستت عصبانیم.}}


روزهای سرد و بارانی..........

الان که دارم مینویسم صبح زوده ساعت داره به 5 نزدیک میشه

چند روزی بود که بارون نم نم میبارید و فضارو پر از معنویت کرده بود جالب بود:-)

از یه طرف خوابت میگرفت از یه طرف حیفت میومد توی این هوا بیرون نری در هر حال

هم بیرون رفتیم و قدم زدیم هم .....................فکرتون جای بدی نره با رفقای قدیم..............................

سه روز اخر هفترو هم که گفتمون میکنن از صبح باید بریم کلاس تا 6 بعد از ظهر که هوا تاریک میشه

راستشو بگم سر کار خسته نمی شم که سر کلاس درس اینقدر خسته میشم

اینم یه جورشه

معلم : 10 تاسیب داریم من 9 تاشو میخورم ، چند تا سیب میمونه؟ بچه: همون یكی روهم بردار بخور بدبخت سیب نخورده !

..........

آهاي ستــــــــــــــــــــاره ها

دستهايــــــــــــــــــــم كوتاهند

نزديك تــــــــــــــــــــر بياييد...

عذر

یکی از بازدید کنندگان کنجاکاو ه که بدونه چرا

چرا این وبلاگ چند هفته ای تخته بود و الان هم درست و درمون به روز نمیشه

خیلی خلاصه

هدف از ایجاد این وبلاگ این بود که یاد بگیریم ( هم خوانندگانش هم نویسندش)

اگه یه توجه به قسمت موضوعات وبلاگ بیندازید تقریبا کامله

یه دوره هر روز با مطالب روز اپدیت میشد

وقتشو داشتم- سرم شلوغ نبود - به هزارتا چیز فکر نمیکردم

چنتا از اتفاقات که واسم افتاد رو توضیح میدم

سر چنتا موضوع با  روحانی مسجد - رئیس هیئت امنای مسجد که سرهنگه و فرمانده پایگاه

اختلاف هایی پیدا کردیم که منجر به این شد که این وسط یه دروغ هایی گفته بشه یه معذرت خواهیی هایی بشه البته....

هنوز قضیه ادامه داره هم از طریق سپاه هم از طریق دادگاه انقلاب

و یه سری قضیا مربوط به کار و وام کار افرینی و پیدا کردن یه سوژه خوب برای کار 

دانشگاه............

یه سری مشکلات خانوادگی که هنوز ادامه دارد

مشکلاتی که برای یکی از دوستان به وجود امد 

و هزار مشکل دیگر که مخم رو مشغول کرده جوری که سر کلاس درس چیزی نمی فهمم


و این اخری که از همه بدتره ریزش عجیب موهام


پ ن: نویسنده با حال پذیرفته میشود

پن: شرمنده یکم پیچوندم

پ ن: یه نگاه به اینجا بندازید سایت قضایی کشور هک شد 


روشن

خاموش

روشن

خاموش

تکرار روزمرگی های من است

فقط نمی دانم

لامپ زندگی ام کـِی خواهد سوخت؟!!

گریه یا خنده؟

یه کشوری به فکر جنگ سخت بود

خودشو همه جوره واسه  دفاع در برابر جنگ سخت آماده میکرد .رهبر اون کشور چند بار اشاره به تهاجم فرهنگی کرد اما کو گوش شنوا؟

گذشت و گذشت و فتنه ها شروع شد چادری که رضا شاه با تفنگ نتونست برداره با جنگ نرم برداشته شد

یادش بخیر اون روزا خانومایی که مانتویی بودن یه مانتو میپوشیدن گشاد تر از چادر 

که تا مچپا کشیده میشد

نمیدونم چی شد فکر کنم جنسشون خوب نبود  شستن و روز به روز کوتاه تر شد

میایم جلوتر فتنه ها : یه سری از انقلابیون گول خوردن بعد .............

تا این که میرسیم به اختلاس سه هزار میلیاردی که اگه کورش از روز اول پادشاهیش تا الان

سالی ۵۰ میلون هم کنار میزاشت باز اینقدر نمیشد

الان دوباره خوردم به یه چیزی که فکرش رو هم نمیکردم آقای قالیباف

۲۰ تن درست شنیدین ۲۰ تن طلا خریداری کردن

ایشون تمام عمرشون رو مسئول بودن این پول رو از کجا آوردن؟

آهان فهمیدم قالی بافتن

نمیدونم بخندم یا گریه کنم

 

یه سوال اگه جلوی اسمتون یه مساوی بود چی مینوشتین؟

داستان ما

یه روزی یه روزگاری این وبلاگ برو بیایی داشت روزانه صدتا بازیدید کننده ویا بیشتر

شمارنده وبلاگ هم شاهده که چقدر اینجا شلوغ بود اما

اما به دلایلی دیگه به روز نشد

 

تا این که نویسنده وبلاگ از نظر یکی از خواندگان وبلاگ خجالت کشید

 

""خودت نوشتی با ما باشید برای همیشه به روز باشید(هرروز منتظر شماییم)
اونوقت 10روز ازتون خبری نیست...""

پرسشو پاسخ

آقا یا خانومی نظر دادان که:

"پسرا ادم نیستن که فقط به دخترا سلام می کنی تو که اینقد مخالف دوستیه دخترو پسری چرا شماره 1 دخترو می دی به دوستت؟خودت داری این رابطه هارو ترویج می کنی!"

جوابیه اینکه:

دلیل سلام نکردن من به اقا پسرا تو وبلاگ این بود که همه ی بازدید کننده های این وبلاگ

دختر هستن به جز یکیشون که اونم یه جورایی حضوری خدمتشون ارادت داریم

دلیل اینکه شماره ی اون دختر خانوم رو دادم به رفیقم چون اون  وجه اماری خوبی داره شماررو دادم بهش

تا مشخص کنه اون واقعا دختره یا یه پسر بیکار که با یه گوشی جی ال ایکس میخاد پسرارو تیغ بزنه

و در اخر اینکه تشکر میکنم ازتون بابت ادب در نوشتنتون


این یه جمله هم درس امروز

دریک روز، اگر شما با هیچ مشکلی مواجه نمیشوید ، میتوانید مطمئن باشید که درمسیر اشتباه حرکت میکنید .

این روز هاو شبها


همون پست قبلیه پس بگذرید و برید سراغ پست بعدی

ادامه نوشته

اختلاس

ماجرا اختلاس بزگ رو فکر کنم به جز خواجه حافظ همه فهمیدن

اس ام اس های زیادی واسم در موردش اومدیکیش رومینویسم

شگفتا رد پای دزد دهکده ما بر روی برف شبیح چکمه های کد خداست هفته اختلاس مبارک

خوب حالا یکیم شما بنویسید

با همه خوبی ها و بدی ها و حرف حدیث ها برگشتم

اینم شیرنیش

میوفتم میمیرم ...

اون دنیا دو تا ملک میان بالای سرم،

 میپرسم: شما نکیر و منکرید؟

میگن: پ نه پ پت و  متیم...

امروزمن

خدایا!

تمام خنده های تلخ امروزم را

می دهم،

تنها یکی از گریه های شیرین

کودکیم را پس بده...

ماه رحمتست

خدایا تو منه گنه کار را ببخش،قول می دم دیگه مرتکبه گناه نشم،


اما باز گناه کردم

پیامبر (ص) می فرمایند:اگر آنقدر خطا کنید که خطا ها یتان

به آ سمان برسد و سپس توبه کنیدخدا توبه ی شما رو می پذیرد.

اینجوری بهتره

اصلا اگر بناست تابلویی باشد،

ترجیح می دهم"ورود ممنوع"باشد

                                        تا "راه خروج نیست"!