قدیم

امروز یکی از بچه های قدیمو دیدم
اینطور که من گفتم قدیم شما فکرتون رفت دوران
ماموتا نه 5 سال پیشو میگم
گفتم از فلانی چه خبر گفت ازدواج کرد
گفتم مبارک باشه
گفت نیست!! گفتم یعنی چی؟
گفت با دختره رابطه داشتن
خوشو خرم لاوه لاو
کم کم کارشون میکشه به رابطه جنسی
خونواده دختره میفهمن
شکایت و شکایت کشی
چی گفتم جون تو
آخرم به زور باهم ازداواج میکنن
یکم تماس کاریش کردیم
دیدم بله کاملا صحت داره
خودمونیم این زندگی تا آخرش تلخه
مثل همdن زهر مار خودمون
چند لحظه لذت ارزششو داشت??
اینم حاصل دوستی دو جنس مخالف تو سن 20.19
سالگی اوج دوران شهوت و احساسات
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 1:45 توسط ابوالفضل ملک آبادی
|
تذکره الگروه باب سیزدهم فی ذکر مقامات