ستاره دیده فرو بست و آرمید بیا

شراب نور به رگهای شب دوید بیا

زبس به دامن شب اشک انتظارم ریخت

گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا

شهاب یاد تو در آسمان خاطر من

پیاپی از همه سو خط زر کشید بیا

ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم

ز غصه رنگ من و رنگ شب پرید بیا

به وقت مرگم اگر تازه میکنی دیدار

بهوش باش که هنگام آن رسید بیا